اعتراف می کنم که چاق شدم! البته قطعا از یک کیلو بیشتر نیست اما همون شلواری که کمرش رو به زور بستم دیگه بسته نمی شه! دوهفته ای به علت فوت عزیزی مسافرت بودم درحالیکه هم غذا می خوردم و هم شیرینی!
چند روزیه که برگشتم البته شدیدا معده درد دارم ولی امروز بهترم تصمیم گرفتم مدتی برنج و نونم رو کم مایل به قطع کنم! و شیرینی کلا قطع! البته که موفق می شم! دیروز یک ساعت پیاد ه روی و یکرعی هم دویدم! امروز هم یک ساعت و نیمی راه رفتم (درجا) .
و اما مشکل اصلی من اینه که کلا زیاد نمی خورم! منتها حالا یا بدنم مشکل داره و یا سیستم من اینطوریه که کم می سوزونم! پس باید و باید تحرک داشته باشم زیاد!
دیروز رفتم مانتو بخرم اینقدر توی آینه ی اتاق پرو چاق تر شده بودم که از خیر مانتو خریدن گذشتم!
البته هنوز امیدوارم ولی می دونم که شل کن سفت کن جواب نمی ده!
دستم هم هنوز خوب خوب نشده و باید باز هم کم بیام.!