مولانای LGBT
رابطه مولانا و شمس رابطه پسر با پسر بوده دیگه...
شعراشم دوست ندارم، درسته شاعر بزرگی هست ولی من میگم مولانای پامنقلی...فکر کن اون همه شعر رو در وصف به سیبیل گفته! هه
درد و بلای حافظ بخوره تو سرت،اصن نمیتونم بهش احترام بزارم اصن نمیتونم خوشم بیاد ازش.فک کن تو اوج حمله مغول فراهانی میگه؛ آب عجل که هست گلو گیر خاص و عام/بر خلق و بردهان شما نیز بگذرد.....مغولارو داره میگه.د مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت/این عوعو سگان شما نیز بگذرد....
یا مثلاً عطار نیشابوری قبل اینکه قتل عام نیشابور شروع شده رفت بیرون شهر و اولین نفر کشته شد!!! بعد تو همچین شرایطی مولانا میشینه خونه شعر های گی گونه میسرایید مرتیکه عن!!! نگا کن آخه ببین چی میگه ؛ بروید ای حریفان یار مرا به من آوردید آن صنم گریز پا رو راجع به مرد میگه اینووووو.....انگار شیش میزنه! مثلا سعدی افسرده ست از اتفاقی که واسه ایران افتاده بعد این یه وری ...شعرای قشنگی داره هااااااا ولی خودش آدم جالبی نیست. عرفان رو تبدیل کرد به اینکه بشین یه گوشه برو تو خودت...!!!!!!!
اصن هم دوره ای های خودت ببین! بعد مولانا شبیه کاریکاتور کنار اینا...سعدی بعد حمله مغول به شیراز برمیگرده افسرده میشه میگه من اصن قسم خورده بودم روزه سکوت بگیرم حرف نزنم!!!!!! آقایی تو سن شصت و چند سالگی افسردگی گرفته بود...همدان نیشابور سمرقند همه جارو قتل عام کردن نابود کردن مغولان بعد این عن نشسته برای یه گولاخ شعر میگه...
یحتمل مبتذل و بی محتوا خواهد بود...